من به چشم های بی قرار تو
قول
می دهم
ریشه های ما به آب
شاخه
های ما به آفتاب می رسد
ما
دوباره سبز می شویم
................................................................................ قیصر امین پور
قول می دهم
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم
................................................................................ قیصر امین پور
می بارد
درشت و پر رنگ
سفید و شلاقی
می بارد ، شلاقی و ترکه وار
من ، عاشقانه و مبهوت
پشت شیشه ای گرم
رو به رویم سفیدی است و مست
می نگرم
به پشت شیشه ها
به آنجایی که هنوز
بادی نیست تا زلف هایش را برقصاند
ده اسفند ۸۷
عکس اینجا
چشمانم خیره به در
با غبار ده ماه و چهارده روز
تو بگو یک عمر
من می شمارم : یک ، دو ، سه ، چهار ....
مثل مثل سوزنبان ، بعد از رفتن آخرین قطار
و مثل مترسک های بعد از برداشت
کاری ندارم و خیره ام
خیره به سفیدی جاده
آن سوی باغ
سبزی جایش را به سرخی داده است
مست ، آشفته ، خراب
من کلیک می کنم ،
وارد می شوم ، اما تو نیستی همچنان
4 آذر 87

ما را زخیال تو
چه پروای شراب است
خم گو ، سر خود گیر که خمنامه خراب است
حافظ
دست به دست
رعشه ای برجان من
و لبانت
با همان مزه ی گس تابستان
سکوت را
پیکره ای از شکستن جامی تهی
می شکند ، می شکنم ، می شکنی
باید از نو شروع کنم
دست به دست ، رعشه به جان ،
و اینبار
نمی شکند ....
